مي اومد کناربابا مي نشست ونوازشش ميکرد.ناخناش رو براش می

 گرفت ومي بردش حمام و موهاش رو شونه ميزد. بعد هم پا مي شد

 لباساش رو مي شست.از موقعي که بابا زمين گير شده بود،اعظم يارو

 غم خوارش بود. مونس مامان هم اعظم بود.مي گفت يادش نمياد که

 هيچ وقت اعظم با عصبانيت،يا با صداي بلند باهاش حرف زده

 باشه،حتي يه بار.(شهيده اعظم شفاهي)

ولادت امام علی (ع)را خدمت امام زمان(عج) و

 دوستداران آن حضرت تبریک عرض میکنم.